image فراخوان پنجمین دوره ایده-اجراهای “دایره” image تاریخ مختصر صلح

با ما تماس بگیرید...

ارسال پیام

«تاریخ مختصر صلح»

عبدالرحمان، جوانی اهل خاورمیانه قصه ای را درخصوص تبعات ناشی از حمله آمریکا به عراق روایت می کند.

«تاریخ مختصر صلح»

روایتی چند پاره درخصوص حمله آمریکا به عراق است که سعی دارد با رویکردی آبزورد و از طریق پرفرمنس ،ویدئو آرت و روایت به مسئله ی جنگ های نابرابر و استعمارگرا بپردازد

باحمایت خانه نمایش دا

دراماتورژ و کارگردان
مجید نیرومند

بازیگر
سینا ابوالحسنی

خانه نمایش “دا”
مهر و آبان ۱۳۹۸
ساعت ۳۰ : ۲۰
آدرس تماشاخانه
میدان فاطمی ، ابتدای خیابان شهید گمنام ، خیابان جهانمهر ، کوچه ۶ / ۱ ، پلاک ۶۶

دستیار کارگردان
امیر زمانی فرد

منشی صحنه
نیما شکیبائی

طراح نور ، صحنه ، و لباس
مجید نیرومند

ساخت دکور و اجرای نور
رضا پاشازاده

دوخت
راحله نیرومند

طراحی و میکس صدا
عرفان یزدی

ویدئو آرتیست
مجید نیرومند

با تشکر از پردیس زارع که در مرحله طراحی رقص و حرکت ما را راهنمایی و یاری نمود

خرید بلیط از سایت تیوال

اخبار و اطلاعات “تاریخ مختصر صلح” را می توانید از طریق صفحه
@tarikhe_mokhtasare_solh
و یا
@da_teatherhouse
در اینستاگرام دنبال نمایید

👈لینک خرید بلیط در سایت تیوال

https://www.tiwall.com/p/tarikhjang

—————————————————————–

نوشته ای به بهانه ی تماشای نمایش تاریخ مختصر صلح

آرش میرطالبی


نمایشی به ظاهر کوچک در تماشاخانه ی دا” اما این نمایش جهانی بسیار بزرگ دارد. جهانی به بزرگی تاریخ نگارش شده و نشده ی بشر، چرا که اگر روزی بشر ، جنگ را در جغرافیای خود، مرز خود، با پیشرفتهایی که در علم و ابزار جنگ خود نموده بود، با ایدئولوژی که در مرز خودش جنگ را برایش تعریف می کرد و با نگاه عشیره ای خود (در برابر دیگری) می فهمید ، به برکت وجود نگاههای رادیکال، امروزه با سویه ها و مفاهیم دیگر می فهمد. سویه ها و مفاهیمی که ثابت می کنند دشمن (در هر نقطه از کره ی زمین) در طرف دیگر میز نشسته است و نوشیدنی می نوشد.
برای این نگاه رادیکال دیگر تنها خون در برابر خون، چشم در برابر چشم یا جان در برابر جان نیست، بلکه کارتل در برابر کارتل، منفعت در برابر منفعت ، پول در برابر پول و اکانت فضای مجازی در برابر اکانتی دیگر است.
در این سطح از مفهوم جنگ که با تلاشهای نقد رادیکال قابل فهم شد نهادهای قدرت در شهرهای مدرن، قطب های متعارض جدیدی ساختند و جنگ، دیگر جنگ بدن ها در برابر بدن ها و شرکت ها در برابر شرکت ها (به صورت منطقه ای و فرامنطقه ای) است برای تخریب رقیب و به دست آوردن بازار، سود و ارزش های اضافه ی بیشتر . ارزشهای اضافه ای که نهادهای قدرت و سرمایه (پس از خلق و مدون کردن برخی از آن ها به عنوان قانون) از کار شهروندان دریافت می کنند و این ارزش ها همانند قطرات خونی است که از قربانیان باستان ریخته می شد……….
فارغ از داشتن نگاه ایدئولوژیک و فارغ از این فرض (که تاریخ از داستان هابیل و قابیل شروع شده یا نشده است) با این پیش فرض (که اولین جنگها یا مبارزه های بشر جنگهای تن به تن برای بقا بوده است) واژه ی “تاریخ جنگ” آن قدر بدیهی می نماید که می توان کلمه ی جنگ را حذف به هر قرینه ای نمود و در مقابل چیزی باقی نمی ماند جز تاریخی بسیار بسیار و بسیار مختصر از صلح که شاید به دلیل این حد از کوچکی ، منطقا باید بپذیریم که وجود خارجی ندارد . نویسنده ی این نمایش از همین جا آغاز می کند و باید از چیزی بگوید که گویا وجود ندارد!
از “تاریخ مختصر صلح”
هنر نمایش از همان ابتدا (پیشاتاریخ) در زمانی که هنوز آیین بود و قدسی و سپس، از زمانی که به صورت درام و تراژدی پس از پیدایش خط و زبان و نوشتن به صورت تئاتر اعلام وجود کرد (در دوران تاریخی) طرح و توطئه (که مشترک جنگ است) را یکی از اصول اساسی خود قرار داد. به مرور زمان و پس از بررسی عکس العمل های مخاطب (به شکل کاتارسیس یا هر سیس دیگر) طرح و توطئه به قانونی کلاسیک بدل شد و در آینده ، تئاتر در زمره ی هنرهای اثرگذار و دغدغه مندی قرار گرفت که آبرو دار است.
شاهد این گفته آثار ارزشمند کلاسیک و برخی آثار معاصر مهم هنرهای نمایشی مانند آثار اشیل ، سوفوکل و … شکسپیر و … و از معاصرین میلر، پینتر، بکت و … است که هنوز می توان از اکثر تئاترهای ناضرورتمند و خنثای امروز به آن ها پناه برد. نوابغی که اگر در لایه ی رویی آثارشان جنگ نبود ، اما به معنای مدرن کلمه جنگ را فهمیده بودند.
بنابراین به اعتقاد نگارنده با اثری مواجه هستیم که در مرحله ی اول، ارزش آن به دلیل انتخاب مضمونی به نام جنگ است اما نه با رویکرد ساده انگارانه ی این روزها که “صلح بهتر از جنگ است”
جمله ای بدیهی که کارکرد آن تنها داشتن کانسپتی قدرتمند برای کمپین های تبلیغاتی است به جهت سودآوری راه اندازان جنگ یا لایه های دوم و سوم و (ان ام) آن ها در معاملات اسلحه و منابع انرژی ، داخل مرزهای سرمایه .
اگر بپذیریم جهان را امری کلی به نام سرمایه فراگرفته است بنابراین چیزی خارج از مرزهای سرمایه وجود ندارد و استراتژی جنگ اگر در غرب یا شرق تدوین شود ، محتمل، تاثیر آن بر روی من به مثابه انسان و انسان به مثابه سوژه ی مرتبط با تمام جهان، چه در خاورمیانه باشم ،یا خاور دور ، امریکای جنوبی و لاتین،یا افریقا و … قابل رویت است یا به عبارت دیگر باید قابل رویت باشد.
بنابراین در یک تئاتر در سال ۹۸ در کشوری به نام ایران ، من (یا منِ نویسنده ی آن تئاتر) باید در اثر حضور داشته باشم.
این امر، نکته ای است که در اثر فوق کمی نامشخص است. به طور کلی سوژه (یک جوان عرب) است در فضایی سیال مابین مرگ و زندگی (چون تئاتر زنده است)، مابین عرب بودن یا گذر از مرزهای عرب بودن (با یک گذرنامه)
در نمایش فوق مسیری غیر خطی و سیال از روایت جوان عرب را در کنار مجموعه ای از ارجاعات بیرونی مانند در انتظار گودو ، ماروِل و قهرمانهایش ، داستان های بمب اتم (که درست هستند اما ناقص) مشاهده می کنیم که در تلاش برای مذمت جنگ از زاویه ای دیگر اند اما نمایش “تاریخ مختصر صلح” چند چیز از بیننده اش می خواهد:
اول این که رویکرد بدیهی درباره جنگ نداشته باشد، دوم این که ارجاعات بیرونی را (فارغ از این که آن ها را بداند یا نداند با تمام پیچیدگیهای موجود) به قصه ی جوان عرب متصل کند. بعد این که از مخاطب می خواهد بدون حضور سوژه ی نگارنده در جغرافیای اثر به نمایش متصل شود.
(البته جغرافیا به معنای مرزهای یک کشور، چراکه بهتر است راجع به خودمان حرف بزنیم)
به نظر می آید خواسته های نمایش “تاریخ مختصر صلح” از تماشاگر کمی زیاد است . اما می توان فهمید که ذهن جستجوگر نویسنده و کارگردان اثر، لبریز از کشف نقاط تلاقی بسیار زیاد و درست ، در روایت ها و خواستگاههای جنگ است که این انتظار را از بیننده دارد و شاید محدودیت های موجود در اجرای یک نمایش در کشوری به نام ایران در خاورمیانه دلیل این چرخش آگاهانه باشد. هر چه باشد منِ بیننده باید لایه های پنهان جنگ های امریکایی و تلاقی آن با قصه های مارول (یا نسلی که با تاثیر مثبت یا منفی از این قصه ها وارد میدان نبرد می شوند) را کمی درک کنم.
شاید این نگاه کمی سخت گیرانه باشد .
نکته آخر : چیزی که در این نمایش قابل تحسین است نگاه انضمامی نویسنده و کارگردان به این واژه ی پرکاربرد یعنی جنگ است. نگاهی که دیدگاه تماشاگر به جنگ را به جمله ی زیر تقلیل نمی دهد که ” اگر جنگ، جنگ است برای همه جنگ است”
بله درست است جنگ برای هر فرد ، اجتماع ، کشور و … جنگ است اما حقیقت جنگ ها با یکدیگر متفاوتند و تعریف کردن داستان های مشابهی مانند بازگشت سربازان جنگ به خانه ، در ظاهر، اگر از زبان سرباز امریکایی روایت شود با سرباز عراقی و سوری و … یکی است(چون همه قربانی جنگ اند) اما (اگر بدبینانه بنگریم) شاید و شاید کارکردش ، ایجاد یک سرگرمی با یک مفهوم انتزاعی از جنگ، برای پنهان نمودن حقیقت جنگهایی است که هر کدام از این سربازها در آن حضور داشته اند. البته برای دستیابی به حقیقت شاید لازم است بدبینانه بنگریم.

این نمایش را ببینیم.

نظرات بسته شده اند

خانه دا
  • میدان فاطمی ابتدای خیابان گمنام خیابان جهانمهر کوچه ۶/۱ پلاک ۶۶
  • 88016074
  • 09123482386
  • -
  • info@dahouse.ir
  • t.me/dahouse